تبليغاتX
زبانشناسی، و کوهنوردی درکرمان
مجید باغینی پور

یکی از نکاتی که در برنامه صعود مشترک به قله لاله زار و هنگام بازگشت توجه من را جلب کرد این نکته بود که گاهی کوهنوردان در دامنه ها به چوپانان محلی بر می خورند که گوسفندانشان در حال چریدن هستند و در ارتفاعات بالای سر کوهنوردان در حال حرکت و گاهی سنگ هایی به پایین می اندازند که می تواند موجب مصدومیت کوهنوردان شود . متاسفانه این اتفاق در این برنامه افتاد ولی خوشبختانه صدماتی که به فرد وارد شد جدی نبود و با یک پانسمان معمولی رفع شد. البته اغراق گویی یکی از دوستان مرا کمی نگران کرد ولی وقتی فرد را دیدم , خیالم راحت شد که آسیب جدی نیست. او گفت: سرش دو پرک شد ! در فارسی کرمانی "پرک" به معنی نصف است. این هم اطلاعاتی در باره این واژه کرمانی:

 

پرک ( به سکون ر  و  ک ) = نصف, نیمه

لغتنامه دهخدا:

 پرک کردن:

(در لهجه کرمان ) نصف کردن .

 

مثال: پرک نان, پرک خیار, پرک پرتقال

 

دوپرک شد سرم از سنگ طفل همسایه

ببین فلک سرپیری چه بر سرم آورد ( شعر از دکتر ابوالقاسم پورحسینی)

 

الهی پرک پرک بشی: نفرینی است.

خدا دو پرکت کند: نفرینی است.

 

پرکو ( به سکون ر): کوبیدن نخود به صورتی که زیاد نرم نشود یا کوبیدن سایر مواد به طوریکه خیلی نرم نشود. خرمای قصب نوعی خرما است مه در اثر جابجاشدن به واسطه ظرافت خرد می شود. خرد شده آن را خرما پرکو گویند. ( فرهنگ لغات و اصطلاحات مردم کرمان, دکتر ابوالقاسم پور حسینی)

 

پرک /park/  در فارسی به معنی "جزجزآتش" و پرکین به معنی "اجاق و آتشدان" است و از ریشه هندواروپایی prk-  به معنی خاکستر گداخته است ( فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی, دکتر محمد حسن دوست, ص 184)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

در فارسی کرمانی به غلغلک می گویند پخپخو ( با کسر پ). فرهنگ معین این کلمه را با فتح پ ضبط کرده است و به کلمه غلغلک ارجاع داده است و غلغلک را "به خنده آوردن كسي با تحريك زير بغل يا شكمش" معنی کرده است. البته کاربرد کسره به جای فتحه در فارسی کرمانی بسیار رایج است.لغتنامه دهخدا برای "پخ پخ" این معادل ها را ارائه کرده است: پَه پَه . بَه بَه . خوش خوش . بَخ بَخ . آفرين . طوبي لک . مرحبا بک .همچنین پخ ) با کسر پ( در لغتنامه دهخدا چنین معنی شده است:

پَخ . آوازي که بدان خرگوش و نوع او را رمانند.کلمه اي است که سگ و گربه را بدان برانند. (برهان ).
-به او پخ کنند زهره اش مي ترکد ; يعني سخت ترسنده است .

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

در فارسی کرمانی - جله ( با فتح ج و تشدید ل) به معنی روغندان است. فرهنگ معین جله را "ظرف مايعات مانند خم ، كدوي شراب " معنی کرده است. می گویند مردی از درخت خرما پایین می آمد, بند کمرش گسیخته و احتمال سقوطش بسیار بود. نذر کرد که اگر سالم به زمین برسد, خرمای نخلستان را خیرات خواهد کرد. ولی با نزدیک شدن به زمین در میزان خیرات تجدید نظر می کرد. ابتدا به نظرش آمد که روغن چراغ های امامزاده را برای یک سال تعهد کند و سپس آن را به شبهای چراغانی محدود کرد و بعد به یک شب جمعه تقلیل داد و در یک متری زمین به نظرش رسید که امامزاده ثروت و موقوفه بسیار دارد که حیف و میل می شود و به مصرف نمی رسد و نیازی به کمک او نخواهد داشت. آنگاه به زمین جست و سیخ خرمایی به پایش نشست و از پشت پایش بیرون جست . لی لی کنان به این طرف و آن طرف می پرید و می گفت:" یا امامزاده جله ( روغندان) ات را آوردی که روغن در آن نریختم؟" (امثال فارسی در گویش کرمان, دکتر ناصر بقایی)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

کوه سدو:

کوهی است با ارتفاع 3836 متر, استان کرمان در محدوده  شهرستان کرمان, بخش مرکزی, دهستان سرآسیاب فرسنگی, 30 کیلومتری جنوب شرق مرکز کرمان, جهت کوه شمال غربی, جنوب شرقی ...( فرهنگ جغرافیایی کوه های کشور, جلد 3, ص 120. به نقل از فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران, داوود محمدی فر) 

کوه سدو از جفتان دو- در دوردست قله پلوار دیده می شود

نمایی دیگر از کوه سدو از جفتان دو

سدو از جاده کرمان به شهداد- قبل از تونل- خط سفید رنگی که بر گرده کوه دیده می شود در زمان رضاشاه قرار بوده است جاده کرمان به شهداد شود.

تونل در دل کوه سدو

 نمایی از داخل تونل در دل کوه سدو

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

در صعود مشترک به قله لاله زار از مسیر گردودرکار و ضمن حرکت در خیابان های رابر, به اتفاق آقای جلالی فر ,با آقای حسین جمالی زاده از فعالان کوهنوردی زرند همگام شدم و به بهانه ای سر صحبت را باز کردم و کمی اطلاعات در باره کوه های زرند از ایشان گرفتم. آقای حسین جمالی زاده , از فعالان کوهنوردی شهرستان زرند , متولد 1334و کارمند نیروگاه زرند است و شروع کوهنوردی حرفه ای ایشان سال 1365و دارای مدرک مربی گری درجه 3 است.

 

 

 البته ایشان را در صعود مشترک به قله مزار در سال 1385 هم به هنگام پایین آمدن ملاقات کرده بودم و از صفا و صمیمیت ایشان آگاه بودم. با خوشرویی این اطلاعات را در باره کوه های زرند در اختیارم قرار داد :

 

کوه های اصلی زرند:

1) درارسو – 3350 متر ( کتاب آقای زندی ارتفاع را 3545 متر ذکر کرده است.)

2) گردو-  3300 متر ( سایت جوپار ارتفاع گردو را ۳۲۲۵ متر ذکر کرده است.)

مهدی هاشمی

 

3) مزار – 3300 متر

كوهي در شرق شهر زرند حوالي معدن ذغال سنگ باب نيزو به ارتفاع 3300 متر حد فاصل روستاي حتكن و داهوئيه. براي صعود، نخست از زرند به اسلام آباد مي رويم و در جاده معدن باب نيزو پس از ده كيلومتر به سرباغ مي رسيم و نرسيده به روستاي حتكن از سمت چپ صعود را آغاز مي كنيم و با هدف قرار دادن رله تلويزيوني كوه مزار نصب شده در نيمه راه قله ، از يال كوه بالا مي رويم. از رله به سمت شمال مي رويم و قله را صعود مي كنيم. البته از روستاي سرباغ ، روستاي حتكن و همچنين از روستاي داهوئيه هم مي توان اين قله را از طريق دره هاي منتهي به قله صعود كرد ولي راه طولاني تر مي شود. از فراز اين قله ، مي توان دو شاخ زرند و همچنين دامنه هاي ماركش جاده راور به مشهد را ديد. در تاريخ سوم آذرماه 1385 صعود مشترك به قله مزار با شركت بيش از پانصد نفر به همت هيئت كوهنوردي زرند برگذار شد.

 

4) دوشاخ- 3200 متر

 

میثم دوست محمدی

كوهي در شمال شرقي  شهر زرند. كوهنورداني كه به اين قله صعود مي كنند از رد پاي دايناسور هم ديدن مي كنند.

استان کرمان یکی از محدود نقاطی است که در ایران آثار جانداران خشکی زی دوران های گذشته زمین شناسی مشاهده شده است . وجود منابع عظیم زغال سنگ در شمال استان کرمان بیانگر وجود خشکی وحیات گیاهی وجانوری در این بخش از ایران می باشد وهمچنین در این خشکی جانورانی نیز زندگی می کرده اند که فسیل های متعدد از این جانوران کشف گردیده  و در موزه  تاریخ طبیعی کرمان نگهداری می شود  و همچنین رد پای این حیوانات نیز بر روی رسوبات دورانهای گذشته زمین شناسی به ویژه دوران مزوزوئیک در مناطق مختلف دیده شده است که از این نقاط  منحصر به فرد می توان  به رد پای دايناسور کشف شده در رسوبات دوره تریاس دوران مزوزوئیک در دره نیزار واقع در نزدیکی روستای ده علیرضا شمال زرند اشاره نمود. ( عكس از : آقاي حسيني پور)

 

5) تافک سفید- 3050

6) ریزو - 3050 متر

 

البته کتاب آقای زندی قله های فرعی ( بجز درارسو) منطقه کوهبنان را چنین ذکر کرده اند:

آسانیچ 3270 متر, شاردو 3261 متر, بدن 3251 متر, چهل دختر 3071 متر.

 کتاب "فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران" آقای داوود محمدی فر هم از کوه های بسیار دیگری در منطقه زرند نام برده است.

برای ایشان و کوهنوردان زرندی آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

علی نعمت اللهی

عضو موسس گروه کوهنوردی آزاد و سرپرست شعبه ی آن در کرمان 1327, صعود به قلل کوشا, جوپار, و جوپار بهران گرد, نخستین بار همراه با محمود اجل و گغام میناسیان 1330 ( روزشمار تاریخ کوهنوردی و غارنوردی ایران) به نفل از فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران, داوود محمدی فر

 

گغام میناسیان

متولد 1301, کرمان, آغاز کوهنوردی 12 سالگی, در دامنه های توچال, 1319 صعود به قله ی توچال, سال 22 قله یدماوند, مربی کوهنوردی در نخستین دوره سال 1331, اوج کوهنوردی سال 29 تا 1332, سال 33 ازدواج نمود تا سال 1369 در ایران زندگی کرد, از آن پس در گلندل آمریکا اقامت گزید و به کوهنوردی در آن دیار پرداخت.

به جرئت می توان گفت استاد گغام میناسیان کوهنوردی بود پرقدرت و. کم نظیر, بیش از یک صد قله ی ایران را صعود کرد. تمام قلل منطقه ی علم کوه را زیر پا گذاشت, خط الراس نوردی را بنیان نهاد  و بسیاری از قلل را برای نخستین بار صعود کرد. از موسسین سازمان موهنوردی باشگاه نیکنام و سازمان کوهنوردی ماسیس بود. همچنین عضو باشگاه آرارات ( داوود محمدی فر)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

توره

در فارسی کرمانی, شغال را توره می گویند و اصطلاح " از خروس خون تا توره خون" در برخی مناطق استان کرمان, از جمله جیرفت رایج است و به معنی از صبح زود تا غروب است.فرهنگ لغات و اصطلاحات مردم کرمان, توره را " شغال که دشمن مرغ و خروس است" معنی کرده است.

 

(فرهنگ معین) توره : شغال ، تورك هم گويند.

 

(لغتنامه دهخدا):

جانوري است که او را شغال گويند. (برهان ) (از فرهنگ جهانگيري )(از فرهنگ رشيدي ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از شرفنامه منيري ) (از ناظم الاطباء). ابن آوي . (ربنجني ). پهلوي تورک به معني شغال يا تورک و بلوچي تولاگ و تولاغ و شغال . (حاشيه برهان چ معين):

تنها من و يک شهر پر از خصم و تو با من

شيري و يکي دشت پر از روبه و توره .

 

قطران (از فرهنگ رشيدي).

 

بخاو آهني که بر دست و پاي ستور گذارند. (برهان ) (ناظم الاطباء). شکال که بر دست اسبان نهند. -شرفنامه منيري.

به ترکي قاعده و قانون و طرز و روش باشد و نام شريعتي که چنگيزخان از خود وضع کرده بود. (برهان ). در ترکي روش و قاعده . (فرهنگ جهانگيري ) (فرهنگ رشيدي ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). در ترکي به معني رسم و قاعده مطلق و به مجاز شريعتي را گويند که چنگيزخان از خود وضع کرده . -غياث اللغات.

حالا به معني حکم شديد پادشاهي مستعمل . -غياث اللغات.

به هندي کم راگويند که در مقابل بسيار است . (برهان ). ماخوذ از هندي کم و اندک و قليل . - ناظم الاطباء.

خان زادگان خوارزم و اوزبک را که به مقام خاني نرسيده اند توره خوانند و توره بمنزله ميرزائي است که بر اولاد اميرتيمور اطلاق کرده اند. (انجمن آرا) - آنندراج. 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

آقا ! محل اسکان کوهنوردان از اون طرفه!!

  

امان از آفتاب روباه کش لاله زار !!

  

چشمه = جایی که قبل از خشکسالی آب داشت !!!

 

حیف نیست آدم به صدای پرنده و آب و اینجور چیزها تو طبیعت گوش کنه!! گوم گوم ....

 

کوله پشتی: "شما آقای مفیدی رو ندیدین !!"

 

مگه اینجا صف نونوایی نیست؟ ما را بگو شعر حسن کبابی رو با لهجه شمالی می خونیم !!

 

ای کاش من هم زده بودم تو صف و الان قله بودم !

 

صبر کن یک عکس بگیرم فکر نکنند من تا اول دره گردودرکا هم نیامده ام ! 

 

 

عقاب لاله زار!!! 

 

بزن قدش! من که فکر نمی کردم قله برسم. تو چطور؟

 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

در عرض سه سال گذشته که تا حدی توانسته ام از مسافرکشی علمی (!) در کلاس های انباشته از بیش از پنجاه دانشجوی مختلف الاضلاع (!) دل بکنم و به تدریس صرفا ساعات موظف و چند ساعتی حق التدریس قناعت کنم, سه بار و به مناسبت هایی لوح تقدیر گرفته ام و البته این سومی اش یک مزه دیگری داشت. بار اول( 1384) در اداره ارشاد به دلیل اینکه کتابم, کتاب قابل تقدیر سال شناخته شد و بار دوم ( 1386) در دانشگاه باهنر از سوی استاندار کرمان به دلیل نگارش بیش از بیست و پنج مقاله علمی در باره زبانشناسی و قرار گرفتن در بین محققان برتر استانی, و این سومی لوح تقدیر از سوی هیئت کوهنوردی به دلیل معرفی کوهنوردی کرمان در اینترنت از طریق وبلاگ " زبانشناسی, و کوهنوردی در کرمان". مزه این سومی اش در این بود که از سوی دوستی و دوستانی به من داده شد و نه مسئولی و مسئولانی. برای اولین بار در محافل کوهنوردی صحبت از اهمیت رسانه اینترنت به میان آمد و سایت خوب و جذاب جوپار( گروه کوهنوردی جوپار), سایت انجمن جغرافیای کرمان ( آقای ماشاءالله جلالی فر), وبلاگ مسیر جادویی (آقای مهدی سیدی), وبلاگ نیروگاه سیکل ترکیبی کرمان( آقای مفیدی) و وبلاگ بنده معرفی شدند. در واقع, دیگر نباید بعد از یک برنامه زیبا, ماه ها منتظر شد تا گزارش کوهنوردی در روزنامه یا مجله ای چاپ شود . کافی است همان شب به سراغ وبلاگ وبلاگ نویسی علاقمند بروی و در کمتر از چند ساعت عکس هایی زیبا از برنامه را ببینی.در این تجلیل هر چند یک وبلاگ نویس به نمایندگی لوح تقدیر گرفت, اما شکی نیست همه کوهنوردان حاضر در جلسه با توضیحات آقای رسول زندی به اهمیت رسانه اینترنت بیشتر واقف شدند و شاید در گردهم آیی های بعدی تعداد سایت ها و وبلاگ ها  به جای پنج عدد, پنجاه عدد باشد. به امید آن روز. 

  

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

عکس هایی از گردودرکار

 

تعظیم گردو 

تنک یو میستر مفیدی

استاد غلامرضا کبیری

حاشیه های برنامه گردودرکار

تجلیل از وبلاگ نویس تجلیل از اینترنت است.

شماهمه یک طرف و من تنها یک طرف!

عقاب لاله زار !

نقشه مسیرهای گردودرکار و قله لاله زار با جی پی اس

شهر رابر

سالن محل تجمع کوهنوردان و برگزاری مراسم

گردودرکار- ساعت شش صبح

ابتدای دره - بعد از سد تامین آب شهر رابر

عبور از تنگه

چمنزار زیر قله

تراورس جهت قرار گرفتن بر خط الراس

خط الراس

قله حدود ساعت ۱۲ ظهر

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

  نقشه مسیرهای گردودرکار و قله لاله زار با جی پی اس

 اولین آرم هیئت کوهنوردی کرمان در سال ۱۳۲۷

دره ای زیبا حد فاصل دره گردودرکار و دره عشق آباد با آبشارهایی زیبا

کوهنورد سنگی

آقای زندی با گروه نیروگاه سیکل ترکیبی کرمان- آقای مفیدی هم کوله اش را به امان خدا ( و شاید خانمشان) رها کرده و حتما دارد عکس دیگران را شکار می کند!

چند قدم به قله مانده- اقای رسول زندی سرقدم متواضعانه ایستاد تا دیگران قبل از ایشان به قله برسند.

آقا صالح

ابراهیم ومحمد شمس الدینی از عشایر دره گردودرکار

 جای خالی یک الف در دوستداران!

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

در برنامه صعود مشترک به قله لاله زار از مسیر گردودرکار  یکی از افرادی که هدایت کوهنوردان را در مسیر بر عهده داشت و در کنار همنوردانی همچمون آقای رسول زندی - آقای میرحسینی- برادران غفوری - و... برنامه را به خوبی هدایت کردند  آقای غلامرضا کبیری بودند. بد نیست ایشان را بهتر بشناسیم:

 

 

کبیری کرمانی, غلامرضا: متولد 1310 سیرجان, عضو باشگاه کوهنوردی آرش و انجمن کوهنوردان ایران, آغاز کوهنوردی 1330, دریافت گواهیمامه آموزش سنگنوردی, کار روی دیواره های پل خواب, شروین و داخل سالن 1377,آموزش کلاس هاس یخ و برف 1378, صعود به قله های الوند, شیرکوه, تفتان,جوپار,هزار, آزادکوه, ناز, کهار,دماوند,علم کوه, سبلان, کلون بستک, و بازدید از غارهای اسک, رودافشان, گل زرد و شرکت در صعود سراسری ماراتن به قله ی دماوند تا زیر آبشار یخی 4 ساعت سال های 83 تا 1377, صعود به قله ی آرارات تا ارتفاع نزدیک به قله و کسب امتیاز صعود کهن سال ترین کوهنورد تا چنین ارتفاعی به قله ی آرارات 1382 ( فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران, داوود محمدی فر)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

                                                   نقشه مسیرهای گردودرکار و قله لاله زار با جی پی اس

گردودرکار

در برنامه صعود مشترک به قله لاله زار از مسیر گردودرکار( 26 و 27 اردیبهشت 87), و در راه بازگشت فرصت را غنیمت شمردم و گردودرکار را از نزدیک دیدم و با وجود خستگی لذت دیدن از نزدیک گردودرکار را از دست ندادم .  به راستی صحنه های عجیبی را طبیعت با استفاده از چند درخت گردو خلق کرده است و متاسفانه بجز معدودی افراد به آن اعتنایی نکردند و به این بخش از دره ورودی تنها به چشم اجتماعی از چند درخت گردو نگریستند و گذاشتند و گذشتند. در کنار زبان گویای طبیعت, باورهای افراد بومی در باره گردو درکار نیز زیبا بود. درختی خمیده شده بود, به زمین رسیده بود  و خود به درختی دیگر تبدیل شده بود. واژه ای که یکی از افراد بومی در تعریف این پدیده به کار برد, بد جوری ذهنم را درگیر نگاه زیبای آنان کرد و اشک به چشمانم آورد. به اعتقاد آنان, درخت گردو هر یکصد سال یک بار در برابر عظمت خالق تعظیم می کند! چه زیبا! و کلاغی گردویی پیدا می کند و در این مکان دفن می کند و از آن درخت گردویی به بار می آید و این درخت با گذشت زمان و از پی چند بار تعظیم به اجتماعی از درختان گردو تبدیل می شود . به راستی تا به حال دیده اید بر روی ساقه درختی و آنهم با زائمه قائمه درخت دیگری سبز شود. در گردودرکار چنین صحنه زیبایی, بیننده را مات و مبهوت می کند و بغضی در گلو می آورد که ... افراد بومی برای ادای نذر خود به این جا می آیند و آفریدگار خود را به آبروی درختان تعظیم کننده در برابر عظمت خالق قسم می دهند تا گره از کارشان بگشاید. گویی این درختان را آبرومند تر از خود در پیشگاه خالق می دانند و امیدوارتر به زندگی روزمره خود بر می گردند. رسیدن به قله لاله زار برایم زیبا بود ,ولی ملاقات این آبروداران زیباتر. بگذار پیامبران علوم تجربی هر چه می خواهند بگویند. گردودرکار من یک نیایشگاه, یک نیازشگاه, و یک درونستان است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

در برنامه صعود مشترک به قله لاله زار از گردودرکار جناب آقای مفیدی  وبلاگ نویس را ملاقات کردم که جای بسی سعادت بود. ایشان لطف کرده اند و دو عکس از این حقیر را در وبلاگ خود قرار داده اند. یک دنیا تشکر از محبت ایشان و یک سوال به قصد شوخی: در عکس دوم کدامیک از پنج موجود زنده حاضر در عکس آقای باغینی پور می باشند؟

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

همنوردانی که برای صعود مشترک به قله لاله زار از مسیر گردودرکار اقدام می کنند, بد نیست نکته ای را در باره روستای ده دیوان بدانند. برای رفتن به گردودرکار, ابتدا در جاده ای آسفالته ( شش کیلومتر) باید به روستای تذرج و سپس ( سه کیلومتر) به روستای ده دیوان رفت و بعد در جاده ای خاکی به طول تقریبی پنج کیلومتر به گردودرکار رفت. روستای ده دیوان همان روستایی است که فتحعلیشاه به برادرزنان رابری خود بخشیده است. فتحعلیشاه از رابر زنی اختیار کرده است و دو برادر زن وی برای دیدن خواهر خود به تهران می روند و فتحعلیشاه از آنان پذیرایی می کند و از ایشان می پرسد کارشان چیست؟ که می گویند در کوه های رابر شکار می کنند. آنان را به اطاق اسلحه خود می برد و آنان هر کدام یکی از اسلحه ها را انتخاب می کنند. فتحعلیشاه سپس ده دیوان را به آنان می بخشد.

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

                              

 

روستای تذرج رابر از فراز قله لاله زار

 

در برنامه صعود مشترک به قله لاله زار فرصتی پیش آمد تا یادی از سالهای 63 و 64 کنم که در روستای تذرج معلم بودم. بر حسب تصادف با دو تن از دانش آموزان آن زمان ملاقات کردم که هر کدام به نوعی با این صعود در ارتباط بودند.یکی( آقای امید سلاجقه) ورزشی نویس بود و دیگری ( آقای بهادر اصغرزاده) معلم ورزش و همنورد من در این صعود. دلیل روی آوردن امید به ورزش ( که با کمی "هوای معلم سابق خود را داشتن" قاطی شد) این بود که " روزی بنده ( یعنی مجید باغینی پور) , که ظاهرا در آن زمان روپایی خوب می زده ام, می گویم شما دانش آموزان کلاس همه یک طرف و من تنها یک طرف!" این که چه کسی نهایتا برنده شد, ظاهرا اهمیتی ندارد , مهم این است که امید به ورزش علاقمند شد و دل من پس از بیست و چند سال خوش!

       

تذرج

 

كوه تذرج

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

حکایت زنبور و مور

 

 

یکی زنبور میآمد زخانه

بغایت بی قرار و شادمانه

 

مگر موری چنان دلشاد دیدش

زحکم بندگی آزاد دیدش

 

بدو گفتا چرا شادی چنین تو

که از شادی نگنجی در زمین تو

 

جوابش داد آن زنبور کای مور

چرا نبود زشادی در دلم شور

 

که هر جایی که باید می نشینم

وز آن خوردی که خواهم می گزینم

 

بکام خویش می گردم جهانی

چرا اندوهگین باشم زمانی

 

بگفت این پاسخ و چون تیر پرتاب

روان شد تا یکی دکان قصاب

 

مگر از گوشت آنجا نیمه ای بود

درآن زنبور در زد نیش را زود

 

همی زد از قضا قصاب ساطور

ززخم او دو نیمه گشت زنبور

 

بخاک افتاد حالی تا خبر داشت

درآمد مور از او یک نیمه برداشت

 

بزاری می کشیدش خوار در راه

زبان برداشته می گفت آنگاه

 

که هر کو آن خورد کورا بود رای

مشیند برمراد خود همه جای

 

همی آنچش نباید دید ناکام

همه همچون تو آن بیند سرانجام

 

کسی کو بر مراد خود کند زیست

چو تو میرد ببین تا آخرت چیست

 

چو گام از حد خود بیرون نهادی

بمادانی قدم در خون نهادی

 

قدم بر حد خود باید نهادن

بفرمان گام می باید گشادن

 

 

غرور و کبر کم باید گرفتن

ره خلق و کرم باید گرفتن

 

چو یک جو خلق زا آن زور بازوست

که وزن کوه قافش در ترازوست

 

کم آزاری گزین و بردباری

کز این نردیک تر راهی نداری 

 

( الهی نامه عطار)

 

 

کوه قاف:

نام کوهي است مشهور و محيط است به ربع مسکون . گويند پانصد فرسنگ بالا دارد و بيشتر آن در ميان آب است و هر صباح چون آفتاب بر آن افتد شعاع آن سبز مينمايد و چون منعکس گردد کبود، و اين ميبايد غلط باشد چه در حکمت مبرهن است که لون لازم اجسام مرکبه است و بسيط را از تلون بهره نيست و همچنين به برهان ثابت شده است که ارتفاع اعظم جبال از دو فرسنگ و نيم زياده نميباشد. واللّه اعلم . (برهان ). گويند عنقا بدان آشيان دارد و هم گويند مراد جبال قفقاز و قبق است . و شايد ماخوذ از قافقاز تلفظ يوناني قفقاز است . (کازيميرسکي ). کوهي است گرداگرد زمين گرفته از زبرجد. (مهذب الاسماء). در معجم البلدان مسطور است که کوهي عظيم است که بگرد دنيا برآمده ، از او تا آسمان مقدار يک قامت است ، بلکه آسمان بر او مطبق است و سوره قاف اشاره بدو است و جِرمش از زمرد است و کبودي هوا از عکس لون او است و ماوراي آن عوالم و خلايق فراوانند که حقيقت حالشان غير از خداي تعالي نداند و دربعضي تفاسير گويد که از زمرد است و در عجائب المخلوقات و معجم البلدان آمده که همه بيخ کوهها بدو پيوسته است چون حق سبحانه را با قومي غضب بوده باشد و خواهد که بديشان زلزله فرستد فرشته اي را که بر کوه قاف موکل است امر آيد که تارک و بيخ آن کوه مطلوب را بجنباند و در آن زمين زلزله افکند و العهدة علي الراوي ،و چون کوه قاف را اصل کوهها نهاده اند اگرچه اين از عقل دور است اين قدر شرح آن نوشتن درخور بوده . (نزهةالقلوب ص 198). نام کوه ، بقول قدما البرز را بدين اسم ميناميدند (کوفه به پهلوي به کوه گويند و دور نيست قاف همان باشد).

 

(فرهنگ شاهنامه ص 209):
وزين مرز پيوسته تا کوه قاف
به خسرو سپارم ابي جنگ و لاف .

فردوسي .


ملک جهان بگيري از قاف تا به قاف
مال جهان ببخشي از عود تا به قار.

منوچهري .


ساحري از قاف تا به قاف تو داري
مشرق و مغرب ترا دو نقطه قاف است .

خاقاني .


چون به سرکوه قاف نقطه فا دان
خطه بغداد در ازاي صفاهان .

خاقاني .


چنان پهن خوان کرم گسترد
که سيمرغ در قاف روزي خورد.

سعدي -بوستان


ببر ز خلق و ز عنقاقياس کار بگير
که صيت گوشه نشينان ز قاف تا قاف است .

حافظ.


-
مرغ قاف ، مرغان قاف ; عنقا. سيمرغ:
باز ارچه گاهگاهي بر سر نهد کلاهي
مرغان قاف دانند آئين پادشاهي .

حافظ

(لغتنامه دهخدا)

------------------------------------------------------------------------------------

قاف نام کوهی است افسانه‌ای و بلند که گویند گرداگرد زمین را پوشانده و خورشید از پشت آن طلوع می‌کند. در افسانه‌ها آمده‌است که خورشید شب‌ها را در چاهی پشت کوه قاف می‌گذراند. کوه قاف مکان چشمه آب حیات نیز ذکر شده و در ادبیات کنایه از دورترین نقطه جهان است. پیشینیان کوه قاف را میخ زمین می‌دانستند. جنس آن را از زمرد سبز نوشته‌اند و به باور آن‌ها کبودی آسمان همان روشنایی زمردین است که از این کوه بازمی‌تابد وگرنه آسمان در اصل از عاج سپیدتر است. در کوه قاف هیچ آدمی زندگی نمی‌کند. در کوهپایه آن دو شهر قرار دارد، یکی در شرق آن به نام جابلقا و دیگری در غرب آن به نام جابلسا. فاصله کوه قاف تا آسمان به اندازه قد انسان است.

پژوهشگران نام و جایگاه کوه‌های قفقاز را الهام‌بخش پدید آمدن این افسانه دانسته‌اند(نام قفقاز در پهلوی "kapkuh"آمده و می تواند با "قاف"نیز ارتباط داشته باشد.). در کتاب‌های جغرافیای اسلامی, کوه قــاف را همان کوه البرز می‌دانند. البرز کوه در آثار رزتشتی در حقیقت, کوهی است مذهبی و معنوی: ایزد مینوی مهر, پیش از طلوع خورشیدِ جاویدان, از بالای این کوه برآید و سراسر سرزمین آریاییان را روشن نماید و کوهی است بس بلند و درخشان که بر فراز آن نه شب است و نه تاریکی, نه باد سردِ زننده و نه بادِ گرم مهلک و نه بیماری و آلودگی و منزلگاه ایـــزد مهر است. صوفیان قاف را سرزمین دل و سرمنزل سیمرغ جان و حق دانسته‌اند. در ادبیات فارسی قاف را نشیمن سیمرغ و عنقا ذکر کرده‌اند.

کوهی است که هوشنگ پیشدادی بر فراز آن صدهزار اسب و ده هزار گوسفند برای ایزد آبان قربانی کرد. و کوهی است که گرداگرد قلهٔ آن, ماه و خورشید و ستارگان دور می‌زنند. در آثار مذهبی نیز, کوهی است مذهبی و موضوع اساطیر کهن و گوناگون.

  • بنابر «بند هشن» روییدن آن هشتصد سال طول کشید و کوه‌های دیگر جهان, همه در مدت ۱۸ سال از این کوه روییدند.

  • در فرهنگ‌ها آمده‌است: «قاف» نام کوهی است که گرداگرد عالم است و گفته‌اند که از زمرد است و پانصد فرسنگ بالا دارد و بیشتر آن در میان آب است و هر صباح چون آفتاب بر آن افتد, شعاع آن سبز نماید و چون منعکس گردد, کبود شود. (آنندراج)

  • کوهی است از زبرجد که بر گرد زمین است و پانصد فرسنگ بالای اوست. گرد بر گرد آب دارد و چون آفتاب بر تابد, شعاع سبز آن بر آب آید و منعکس شود و آسمان از آن لاجوردی نماید و اگر نه آسمان به غایت سپید است. (کشف)

  • در کتب جغرافیای قدیم آمده‌است: کوه قاف, گرداگرد زمین کشیده شده‌است و نام آن در قرآن آمده‌است و مفسرین آن را کوهی می‌دانند محیط بر زمین و گویند از زبرجد سبز است و سبزی آسمان از رنگ اوست و اصل و اساس همهٔ کوه‌های زمین است و بعضی گفته‌اند فاصلهٔ این کوه تا آسمان به مقدار قامت آدمی است و…

  • جان کلام, «قــــاف» که در اساطیر, به الـــبرز اشاره دارد, اساس و پایهٔ همهٔ بلندی‌های

منبع: ویکیپیدیا

 ----------------------------------------------------------------------

در فرهنگها آمده است: «قاف» نام کوهيست که گرداگرد عالم است و گفته اند که از زمرد است و پانصد فرسنگ بالا دارد و بيشتر آن در ميان آبست و هر صباح چون آفتاب بر آن افتد شعاع آن سبز نمايد و چون منعکس گردد کبود شود (آنندراج)- کوهيست از زبرجد که برگرد زمين است و پانصد فرسنگ بالاي اوست گرد برگرد آب دارد و چون آفتاب بر وي تابد شعاع سبز آن بر آب آيد و منعکس شود و آسمان از آن لاجوردي نمايد و اگر نه آسمان بغايت سپيد است (کشف).

در کتب جغرافياي قديم آمده است: «قاف» اگر عربي باشد از فعل ماضي گرفته شده است چنانکه گويند «قاف اثر. يقوفه قوفاً اذا اتبع اثره.» اين کوه گرداگرد زمين کشيده شده است و نام آن در قرآن آمده است و مفسرين آن را کوهي مي دانند محيط بر زمين و گويند از زبرجد سبز است و سبزي آسمان از رنگ اوست و اصل و اساس همه کوههاي زمين است و بعضي گفته اند فاصله اين کوه تا آسمان به مقدار قامت آدمي است و برخي ديگر آسمان را بر آن مطبق (پوشش) مي دانند و زمره اي گمان کرده اند که در پس او عوالم و خلايقي اند که تعداد آن را جز خداي تعالي نمي داند و آفتاب از اين کوه طلوع و غروب مي کند و آن را قدما البرز مي ناميده اند (معجم البلدان ج 7 ص 15).- در نزهة القلوب پس از نقل قول ياقوت که در بالا آمد،گفته شده است: «همه بيخ کوهها بدو پيوسته است حق سبحانه و تعالي را با قومي غضب بوده باشد و خواهد که بديشان زلزله فرستد فرشته را که بر کوه قاف موکل است امر آيد که تارک و بيخ آن کوه مطلوب را بجنباند و در آن زمين زلزله افکند. و العهده علي الراوي. چون کوه قاف را اصل کوهها نهاده اند اگر چه اين از عقل دورست اين قدر شرح آن نوشتن در خور بود (نزهة القلوب ص 198)- بعضي کوه البرز را کوه قاف شمردند (نزهة القلوب- ص 190) و در قرآن مجيد آمده است «ق و القرآن المجيد» (سوره ق آيه 1) بعضي از مفسرين در تفسير آن آورده اند که «ق» نام کوهيست که صفتش در بالا ذکر شد (ابوالفتوح ج 1ص 131 و نيز رجوع شود به کتاب کشف الاسرار ج9 ص 273 و فخر رازي ج 7 ص 411 و بيضاوي ج 2 ص 455 و منهج الصادقين ج 3 ص 163).

و نيز آورده اند که «ذوالقرنين» (اسکندر- پسرخاله حضرت خضر) گرد عالم مي گشت تا بکوه قاف رسيد و گرد کوه قاف کوههاي خرد ديد. رب العالمين کوه را با وي بسخن آورد تا از وي پرسيد که ما انت؟ تو چه باشي و نامت چيست؟ گفت منم قاف گرد عالم در آمده . گفت اين کوههاي خرد چيست گفت اين رگهاي من است و در هر بقعتي و در هر شهري از شهرهاي زمين از من رگي بدو پيوسته. هر آن زمين که بامر حق آنرا زلزله خواهد رسيد مرا فرمايد تا رگي از رگهاي خود بجنبانم که با آن زمين پيوسته تا آنرا زلزله افتد ( کشف الاسرار ج 9 ص 274: و جهت اطلاع بيشتر از اين کوه ر. ک.: دايرة المعارف اسلامي ج2 ص 614 ببعد ذيل کلمهKAF) بندهشن (فصل 12 بند2)

در ضمن نام کوه هايي که از البرز روئيد از کوهي بنام "کاف" نام مي برد که پس از البرز بزرگترين کوه است و آن کوهيست که از سگستان (سيستان) شروع و به خجستان ختم مي شود و آنرا کوه پارس هم نامند (فصل 12بند 9: و زادسپرم فصل 7 بند 7).

در کتب جغرافياي اسلامي نيز آمده است که کوه قاف همان البرز است (ر. ک: ياقوت ج 7 ص15 و نزهة القلوب ص190). البرز کوه در آثار زردشتي در حقيقت کوهي است مذهبي و معنوي: ايزد مينوي مهر پيش از طلوع خورشيد جاويدان از بالاي اين کوه بر آيد و سراسر سرزمين آريائيان را روشن نمايد و کوهي است بس بلند و درخشان که بر فراز آن نه شب است و نه تاريکي، نه باد سرد زننده و نه باد گرم مهلک و نه بيماري و آلودگي و منزلگاه ايزد مهر است (مهريشت بندهاي 13 و 50 و 51 و118). کوهيست که هوشنگ پيشدادي بر فراز آن صد هزار اسب و ده هزار گوسفند براي ايزد آبان قرباني کرد (آبان يشت فقره21): و کوهيست که گرداگرد قله آن ماه و خورشيد و ستارگان دور مي زنند (رشن يشت فقره 25). در آثار پهلوي نيز کوهي است مذهبي و موضوع اساطير مختلف.

بنابر «دينکرت» يک سر پل چينوت (صراط) باين کوه پيوسته است (يشتها ج 2حاشيه ص 324). بنابر «بندهشن» روئيدن آن هشتصد سال طول کشيد و کوههاي ديگر جهان همه در 18 سال ازين کوه روئيد. (فصل 12 بند1: زاد سپرم فصل 7 بند 1و2. براي اطلاع بيشتر رجوع کنيد به يشتها ج 2 ص 308 و حاشيه ص 324 و يادداشتهاي گاتاها ص 158 و PAHLAVI TEXTES ص 29و 34و 174و 175)

صوفيان در توصيف اين کلمه آورده اند: «جوانمردان طريقت و ارباب معرفت سري ديگر گفته اند در معني "ق". گفتند آن کوه قاف که گرد عالم در کشيده نمود کاري است از آن قاف که گرد دل دوستان در کشيده، پس هر که در اين دنيا خواهد که از آن کوه قاف در گذرد قدم وي فرو گيرند، گويند، و راه اين قاف گذر نيست. همچنين کسي که در ولايت دل و صحراي سينه قدم زند چون خواهد که يک قدم از صفات دل و عالم سينه باتوايم: "انا عندالمنکسرة قلوبهم من اجلي» (کشف الاسرار ج 9 ص 283)- وادي کبريا و بي نيازي (اکبري دفتر 3ص 310).

حاصل کلام آنکه «قاف» که ممکن است با کاف البرز مرتبط باشد و اساطير آن از اساطير مربوط به البرز سرچشمه گرفته باشد، اصل و اساس و پايه و مايه همه بلنديهاي جهان و منزلگاه ايزد و مهر و فروغ و روشني و صفا بوده است و در قرآن کريم مظهر قدرت و قدوسيت گرديده و در اساطير با ذوالقرنين که به مطلع و مغرب شمس رسيد سخن گفته است- صوفيان هم که هميشه اينگونه امور را با تغييرات دلکش خود بصورت خاصي در مي آورند. "قاف" را سرزمين دل و سر منزل سيمرغ جان و حقيقت و راستي مطلق دانسته اند که همه سعي سالک صرف رسيدن به آن مي شود اما رسيدن باين سرزمين مقصودها بدون زحمت و مشقت و گذشتن از عقبات صعب سلوک ممکن نيست و سالک ناگزير است که براي گذشتن از اين راه بي نهايت که هر شبنمي در آن صد موج آتشين است، همرهي خضر کند و دل و جان به هدهد سليمان سپارد تا او که از مخارف اين طريق هولناک آگاه است او را بقله اين کوه بي زينهار برساند و کيفيت اين منزلگاه عجيب را که قلب و فؤاد و دل از آن اصطلاح مي کنند به او نشان دهد. "قاف" اغلب در آثار صوفيان به همين معني، يعني به اقليم و فؤاد و کشور دل اطلاق شده است چنانه مولانا جلاء الدين محمد بلخي فرمايد:

جان که او دنباله زاغان پرد زاغ او را سوي گورستان برد

هين مدو اندر پي نفس چو زاغ کو بگورستان پرد نه سوي باغ

گر روي، رو در پي عنقاي دل سوي قاف و مسجد اقصاي دل

(ج 3 ني ص 355)

منابع:

مثنوي معنوي- جلال الدين مولانا به اهتمام رينولد الن نيکلسون ، چاپ ليدن

کشف الاسرار و عدة الابرار- معروف به تفسير خواجه عبدالله انصاري، تاليف ابوالفضل رشيدالدين ميبدي، به اهتمام و تصحيح علي اصغر حکمت

گاتا- سرودهاي زرتشت، تاليف و ترجمه استاد پورداود، چاپ تهران

منطق الطير مقامات طيور- شيخ فريدالدين عطار نيشابوري به اهتمام سيد صادق گوهرين

منبع:http://old.tebyan.net/teb.aspx?nId=11816

 

---------------------------------------------------------------------------------

عقل سرخ
 
 سهروردی در عقل سرخ از عجایب هفت گانه می گوید. این عجایب عبارتند از:
 ١- کوه قاف
 ٢- گوهر شب افروز
 ٣- درخت طوبی
 ٤- دوازده کارگاه
 ٥- زره داودی
 ٦- تیغ بلارک
 ٧- چشمه زندگانی
 حکایت باز و پیر سرخ چهره در این رساله آمده است. باز یک پیر سرخ چهره را ملاقات می کند. پیر به باز می گوید: برای رسیدن به کوه قاف باید از یازده کوه گذشت. دو کوه اول سرد و گرم هستند.گوهر شب افروز در کوه قاف در کوه سوم است. روشنی اش از درخت طوبی ست که نیمی روشن و نیمی تاریک است. پیر مثال گوی در آب را می زند که فکر می کنیم نیمی از آن در آب است. درخت طوبی در بهشت در یک کوه قرار دارد و همه میوه های این جهان را داراست. آشیانه سیمرغ روی درخت طوبی ست. روز پر بر زمین می گستراند. از اثر پر او میوه بر درخت پدید می آید و نبات بر زمین. زال سیمرغ را پرورد و رستم اسفندیار را به یاری سیمرغ کشت. زال را وقتی نوزاد بود یک آهو شیر داد. حکایت کشته شدن اسفندیار به این شرح است که سیمرغ نورش را به جوشن و آیینه رستم داد. اسفندیار چشمش خیره شد و هیچ نمی دید. از اسب افتاد و رستم او را هلاک کرد.
 سیمرغ از درخت طوبی سوی دوازده کارگاه می رود. در هر کارگاه استادی و شاگردی ست. هر استاد دو کارگاه دارد تا هفتمین استاد. در هر کارگاه ابریشم می بافند. زره داودی را در این کارگاه ها می بافند. زره داودی بندهای باز است. در هر سه کارگاه یک حلقه از این زره را می بافند. در دوازدهمین کارگاه نزد هفتمین استاد حلقه چهارم را به حلقه های دیگر وصل می کنند. زره داودی را آماده می کنند و هر باز که اسیر می کنند این زره را بر گردنش می نهند. این زره را با تیغ بلارک توسط جلاد پاره می کنند. از تیغ بلارک به باز آسیب می رسد. پیر به باز می گوید که برای آن که زخم تیغ آسان باشد باید از چشمه زندگانی آب بر سرش بریزد و غسل کند. سهروردی از این حکایت چنین نتیجه می گیرد که باید حقیقت را یافت. چشمه زندگانی در ظلمات است و نشان ظلمات تاریکی است. باید به روشنایی رفت که همانا نوری ست از آسمان برچشمه زندگانی.

منبع: http://philosophers.atspace.com/t_resalat.htm

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

واژه حمزه بجز نامی برای مردان - به معنی شوربا ( در فارسی کرمانی  شوروا) و تره تيزك ( فرهنگ معین) هم به کار می رفته است:

 

چو من از غیب روزی خواره باشم/ چرا در بند هر بیچاره باشم

دلی درس لدنی نرم کرده/ نخواهد خوردنی گرم کرده

منم وحشی صفت در گوشه بی کس/ زعالم کاسه ای حمزه مرا بس

چو این وحشی زحمزه بیقرار است/ مرا با حمزه و وحشی چه کار است

چو من محبوس این پیروزه بامم/ به دنیا در یکی خانه تمامم

چه خواهم کرد طول و عرض دنیا/کبودی سما و ارض دنیا

مرا ملکی که من دارم بسند است/ وگر در بایدم چیزی سپند است

چو در ملک قناعت پادشاهم/ توانم کرد دائم هر چه خواهم

( عطار- الهی نامه)

 

( کاسه ای حمزه = کاسه ای شوربا)

( اشاره به ماجرای کشته شدن حمزه به دست وحشی در جنگ احد)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

می گویند عیسی چون به آسمان رفت با خود سوزنی به همراه داشت و به همین دلیل او را به بهشت راه ندادند تا سوزن را دور انداخت و توانست وارد بهشت شود.

 

 

به صحرا رفت شیخ مهنه ناگاه/گروهی گرم رو را دید در راه

که می رفتند بر یک شیوه یک جای/ از ار پای چرمین کرده در پای

یکی را شاد بر گردن گرفته/ بسی رندانش پیرامن گرفته

مگر پرسید آن شیخ زمانه/که کیست این مرد گفتند این یگانه

امیر جمله اهل قمار است/ که او در پیشه خود مرد کار است

از او پرسید شیخ عالم افروز/که از چه یافتی این میری امروز

جوابش داد رند نانمازی/که من این یافتم از پاکبازی

بزد یک نعره شیخ و گفت دانی/که دارد پاکبازی را نشانی

امیر است و سرافراز جهانست/که کژ بازی بلای ناگهانست

همه شیران که مرد راه بودند/جهان عشق را روباه بودند

بهش رو نیک بنگر باخبرباش/بلا می بارد اینجا برحذر باش

اگر داری سرگردن نهادن/برای جان فشانی تن نهادن

مسلم باشدت این پاکبازی/وگرنه ناقصی و نانمازی

اگر چون پاکبازان می کنی کار/چوعیسی سوزنی با خویش مگذار

که گر جز سوزنی با تو بهم نیست/جزآن سوزن حجابت بیش و کم نیست

( حکایت ابوسعید و قمارباز- الهی نامه عطار)

 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

 

صعود به قله ۳۸۳۲ متری جفتان دو (رو به آفتاب) - بیستم اردیبهشت ۸۷

 

 

شرکت کنندگان: مهدی کریمی فر- عین الله امانی زاده- محمد علی فلاح- آقای شبستری- عیسی سلمانی- آقای حمیدموسی نژاد- آقای حبیب الله حسنی- ماشاءالله جلالی فر- مجید باغینی پور

 

یادبود شهدای غدیر

 

تپه منتهی به دوراهی جفتان یک و دو

 

راه پاکوب منتهی به خط الراس جفتان دو

 

ابتدای خط الراس

 

خط الراس

 

خط الراس

 

چند قدم تا قله

 

قله 

 

قله

 

قطعه ای از هواپیمای شهدای غدیر

 

 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

بیست و ششم و بیست و هفتم اردیبهشت قرار است به مناسبت شصتمین سالگرد کوهنوردی کرمان, برنامه صعود به قله لاله زار از مسیر گردودرکار اجرا شود. دوستی از من پرسیده است که آیا در این برنامه شرکت دارم یا خیر. راستش به نظرم جایگاه گروه های آزاد کوهنوردی در چنین برنامه هایی چیزی بیش از " در تعزیه نعش شدن " نباشد. باز هم تا ببینیم. گویند مردی مانده و گرسنه بدیهی رسید و چون مردمان دیه از اطعام او مضایقت داشتند, دعوی کرد که تعزیه خوان است. دهقانان وی را طعام بردند و بنواختند . چون سیر بخورد , پرسیدند در تعزیه نوحه خوانی یا مخالف خوانی کنی ؟ گفت هیچ یک. کار من در تعزیه نعش شدن است. ( امثال و حکم دهخدا, جلد 4, ص 1816)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

برخی دانش جویان برای حفظ کردن حرف اضافه ای که با برخی فعل ها به کار می روند,تاکتیک هایی دارند که در نوع خود جالبند. مثلا برای insist on از ترکیب فارسی "این سیستان" استفاده می کنند. بد نیست بدانید که این نوع تاکتیک ها را در روانشناسی شناختی با نام "یادیارها"(mnemonica) می شناسند و " روش هایی برای ارتقای حافظه هستند" و " این لغت اغلب برای اشاره به روش هایی به کار می رود که به ظاهر غیرمعمول و ساختگی اند." "یک یادیار معمولا با آنچه یاد گرفته می شود رابطه ذاتی و ناچیزی دارد و شخص از آن به عنوان ابزاری برای معنابخشیدن, نشانه گذاری یا سازماندهی میان دانستانی هایی استفاده می کند که به خودی خود بی معنا یا نامربوطند." کلمه  mnemonica  در اصل از واژه Mnemosyne (الهه خاطرات در اساطیر یونان) اشتقاق یافته است....

 

painting by
Dante Gabriel Rossetti

 

مثلا یک کودک دبستانی برای این که حفظ کند " رشت در شمال و اهواز در جنوب ایران است", برای خود ترکیب "رشاج" را می سازد.... یادیارها وقتی نقش بسیار موثری از خود نشان می دهند که مواد آموختنی برای شخص ارذتباط ذاتی نداشته و نسبتا بی معنی باشد.... شخص باید برای استفاده از یک یادیار تلاش ذهنی زیادی هم صرف کند. در نتیجه کاربرد یادیارها, حتی اگر فرد با روش آشنا باشد, محدود به مواردی است که یادآوری بهتر یا کامل آنقدر ضرورت وفایده داشته باشد که به زحمتش بیارزد. ( فرهنگ توصیفی روانشناسی شناختی, مایکل آیسنک, ترجمه علینقی خرازی و دیگران, نشرنی,  صص 537- 38)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

دکتر محمد دبیر سیاقی در سال ١٢٩٩ در قزوین متولد شد. وی پس از طی تحصیلات ابتدایی و متوسطه در آن شهر و تهران در سال ١٣٢٤ به دریافت درجه دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران نائل آمد. خدمات دولتی خود را از وزارت دارایی آغاز کرد و با تدریس ادبیات فارسی در دانشگاه های تهران و ملی (شهید بهشتی) و مراکز آموزش عالی در چین، مصر و ایران ادامه داد. در سال های ۱٣٣٤-١٣٢٦  در تدریس لغت نامه دهخدا با شادروان علی اکبر دهخدا همکاری داشت و همکاری او با سازمان لغت نامه تا پایان کار لغت نامه در سال ١٣٥٩ ادامه داشت. در سال ١٣٦٠ لغت نامه فارسی را در همان سازمان پایه گذاشت که تعدادی از مجلدات آن تاکنون با همکاری صاحب نظران و اصحاب فهم منتشر شده است. دکتر دبیرسیاقی تا کنون حدود ٨٠ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و تألیف و منتشر کرده است از جمله دیوان منوچهری، نزهت القلوب، فرهنگ سروری و سلطان جلال الدین خوارزم شاه.(به نقل از سایت وازنا)

دکتر سید محمد دبیر سیاقی در تاریخ 25/4/1328 به اتفاق عصمت قاضی, فخری کوهکن, نصرت کوهکن, سدهی, دکتر افشار شیرازی, دکتر هادی شفیعی ها, دکتر داوود نوابی, دکتر پورسینا, و بلد محلی به نام علی, به قله تخت سلیمان با ارتفاع 4650صعود کرد.( به نقل از فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران, داوود محمدی فر, صص 247-248 و ص 153)

تخت سلیمان

سالشمار زندگی دکتر دبیرسیاقی: http://icps.ut.ac.ir/Compilers.htm#dabirsiaghi

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

 

ماست بندی - راین

شهر ساردوئیه 

گارچی

همراه با ماه تا قله نشانه

طلوع آفتاب - حدود ساعت شش از یال منتهی به خط الراس نشانه

کندر تیل ( بین ساردوئیه و رابر)

پل کندر تیل

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

در برنامه صعود به قله نشانه ساردوئیه در تاریخ ششم اردیبهشت 87, مسیر رفت ما کرمان- راین-ساردوئیه بود و مسیر برگشت را ساردوئیه- رابر- کرمان انتخاب کردیم تا دوستان در شهر رابر عسل و روغن و کشک محلی بخرند.

 

شهر رابر

 در زمان خرید دوستان, با مرد میانسالی از اهالی رابر سر صحبت را باز کردم و از خشکسالی گفتم. دلیل خشکسالی از نظر وی این بود که چند سال پیش در یکی از روستاهای استان کرمان ظاهرا چند روز پشت سر هم باران می بارد و یکی از اهالی به تنگ می آید و قرآنی برمی دارد و زیر ناودون می شوید. باران بند می آید و دیگر از آن زمان باران درست و حسابی نباریده است! ایشان از بی توجهی برخی مسئولان به مسئله خشکسالی گله داشت که به قول ایشان می گویند: : آسمون که ور زمین نومده. در امثال و حکم دهخدا این مثل آمده است: 

خر سوزه لنگرو, راه کوپا بندرو, بنگرو که بنگرو.

به زبان سه دهی اصفهان: آیا خر کبود لنگ شده است؟ پاراه کوپایه بند آمده, شکست که شکست. جمله از شوهری سه دهی مشهور است که تسلیت زن خویش را که چراغی را شکسته و اسف میبرد, گفته است. نظیر: آسمان به زمین نمی آید.( امثال و حکم دهخدا, جلد 2, ص 732)

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران, داوود محمدی فر, انتشارات سبزان, 1386 نام نه آبشار از استان کرمان را ذکر کرده است:

1)آبشار جام- 28

2)آبشار دره گلم دخترکش – 29

3)آبشار دلفارد-29

4)آبشار راین-29

5)آبشار زررود-30

6)آبشار سرین کوه- 30

7)آبشار قله ی علم شاه-32

8)آبشار کوهپایه-33

9)آبشار وروار-35

 

با این توضیحات ( با فونت سیاه).  چند توضیح ( با فونت قرمز) را وبلاگ نویس حاضر( مجید باغینی پور) ارائه می کند به این امید که شاید جایی مفید واقع شود:

 

1)آبشار جام: استان کرمان, رشته کوه جوپار, ماهان, خندق خرپران, جان پناه جوپار آبشار فصلی جوپار, آبشار در مسیر صعود به قله ی سه شاخ و تل خاکی قرار دارد و در بهار فعال است.( کتاب آبشارها, علی مقیم, ص 42)

آبشار بیدستون جوپار و چند آبشار دیگر در دره تافک شناخته شده اند ولی آبشار جام شناخته شده نیست وشاید با توضیحات ارائه شده به مسیری در ادامه خندق خرپران مربوط باشد که با سنگنوردی های دشوار به زیر قله سه شاخ بزرگ و کیل جلال ( تل خاکی) می رسد.

 

2)آبشار دره ی گلم دختر کش: استان کرمان, شهرستان جیرفت, نزدیک دلفارد( سیمای جهانگردی استان کرمان, ص 42)

3)آبشار دلفارد: استان کرمان, 40 کیلومتری شمال غرب شهرستان جیرفت( سیمای جهانگردی استان کرمان, ص 41)

موارد 2 و 3 یک آبشار وآن آبشار دلفارد است.

 

4) آبشار راین: استان کرمان, حدود 20 کیلومتری غرب راین, 100 کیلومتری شهرستان کرمان, دامنه ی شرقی کوه هزار( سیمای جهانگردی استان کرمان, ص 42)

5) آبشار زررود: کرمان, کوه هزار ( علی مقیم)

موارد 4 و 5 یک آبشار و آن آبشار راین است.

 

6) آبشار سرین کوه: جیرفت( علی مقیم)

 

7) آبشار قله ی علم شاه: استان کرمان, حدود 130 متر ارتفاع, در منطقه ی سلسله جبال بارز( سیمای جهانگردی استان کرمان, ص 41)

8) آبشار وروار: آبشاری در جبهه ی غربی فاشکوه, نزدیکی قریه وروار, مزرعه ی آبشار

  فاش کوه ( ع- خنجی) آبشار را تا 365 متر ذکر کرده اند ولی حدود 200 متر صحیح تر است.( فصلنامه ی کوه, ش 23, ص23 – اخضری)

 

موارد 7 و 8 یک آبشار و آن آبشار وروار است و ارتفاع آن حدود 90 متر است.

 

9) آبشار کوهپایه: استان کرمان, 20 کیلومتری شهرستان کرمان, منطقه ی کوهپایه( سیمای جهانگردی استان کرمان, ص42)

در منطقه کوهپایه کرمان آبشارهای بسیاری موجودند که آبشارهای سیمک مشهورترین آن ها و مورد علاقه کوهنوردان و سنگنوردان کرمانی اند و آبشارهای دره شنگستان از روستای وامق آباد مورد علاقه کوهپیمایان و مردم معمولی اند.

 

برای اطلاعات بیشتر و بخصوص در باره آبشارهایی که نامشان در کتاب آقای محمدی نیامده, به موارد زیر مراجعه کنید:

آبشار آبسر

آبشار انگر ‌آبي

آبشار بيدستون كوهپايه

آبشار دره تافك

آبشار دره شنگستان

آبشار دره گردودركا

آبشار دلفارد

آبشار راين

آبشارسرند كوه

آبشار عشق آباد

آبشار وامق آباد

آبشارهای سیمک

آبشار وروار

آبشار یخی

 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

جوپار: قله یی است به ارتفاع 4000 متر ... فواصل آن با شهرها به شرح زیر است: تا کرمان 35- ماهان 15, دهستان راین 57 ( ع- خنجی) وجه تسمیه جوپار, ایلات و بادیه نشینان آن را جای پارسال می نامیده اند, به تدریج جوپار شده است. نخستین صعود مستند آن در سال 1330 توسط محمود اجل, گغام میناسیان و علی نعمت اللهی از کوهنوردان کرمان انجام گرفت.( فصلنامه ی کوه, ش 16, ص 83, مرتضی دزفولی)

(فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران, داوود محمدی فر, ص 186)

 

احتمالات دیگر:

1)      نام جوپار از آبادی نزدیک کوه اخذ شده باشد و به کوه اطلاق می شود. در این آبادی در محلی به نام شش مقسم, آب به شش قسمت مساوی تقسیم می شود و به شش محله آبادی می رود. شاید جوپار به معنی جایی باشد که جوی به چند پاره تقسیم می شود.

2)      پار و پاره به معنی بخشش و هدیه است. شاید نام این کوه به معنی کوه بخشنده جوی یا آب باشد.

لینک هایی برای اطلاعات بیشتر در باره جوپار:

شهرجوپار 

جوپار

جوپار از بيدخون

جوپار از پلوار

جوپار از جفتان

جوپار از چهل تن

جوپار از چين كلاغ

جوپار از دهران

جوپار از سركوه

جوپار از قفس

جوپار از كرمان

جوپار از لاله زار

جوپار از هزار

جوپار در زمستان 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  | 

                                            حادثه خانم سالکی 

 

·          فهرست مطالب کوهنوردی در کرمان

·          کوه های کرمان

·          کوهنوردان کرمانی

·          سنگنوردان کرمانی

·          پیشکسوتان کوهنوردی کرمان

·          گزارش برنامه ها

·          نشریات کوهنوردی کرمان

·            گروه های کوهنوردی کرمان

·          گیاهان کوه های کرمان

·          عکس های منتخب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مجید باغینی پور  |